واحدهای "دانش بنیان" حلقه گمشده اقتصاد
SuperUser Account
/ دسته ها: رویداد ها

واحدهای "دانش بنیان" حلقه گمشده اقتصاد

در حالیکه تب انتخابات در کشور به اوج خود رسیده و کاندیداهای ریاست جمهوری هر کدام به شیوه ای سعی در جلب نظر افکار عمومی و افزایش آراء خود دارند ، و تلاش برای اقناع جامعه در تمامی حوزه ها به اوج خود نزدیک می شود. آنچه که برای مردم اقشار مختلف جامعه مهم است طرح و برنامه ای است که در چهار سال آینده بتواند سطح زندگی آنها را ارتقاء داده و مهمترین رکن هر خانواه یعنی اقتصاد را تضمین کند. این مهم از طریق جملات و کلمات کلی که بر روی عبارات مشخص که هزاران بار شنیده شده است، به تنهایی میسور نمی باشد.

احمد جزایری: در حالیکه تب انتخابات در کشور به اوج خود رسیده و کاندیداهای ریاست جمهوری هر کدام به شیوه ای سعی در جلب نظر افکار عمومی و افزایش آراء خود دارند ، و تلاش برای اقناع جامعه در تمامی حوزه ها به اوج خود نزدیک می شود. آنچه که برای مردم اقشار مختلف جامعه مهم است طرح و برنامه ای است که در چهار سال آینده بتواند سطح زندگی آنها را ارتقاء داده و مهمترین رکن هر خانواه یعنی اقتصاد را تضمین کند. این مهم از طریق جملات و کلمات کلی که بر روی عبارات مشخص که هزاران بار شنیده شده است، به تنهایی میسور نمی باشد.

اشتغال ، تورم ، رکود ، رونق اقتصادی ، افزایش تولید و در نهایت بهبود شرایط اقتصادی نیاز به نگاهی دقیق ، موشکافانه و با تکیه بر تجربیات و شرایط گذشته و پیش بینی شرایط و محیط بین المللی در آینده امکانپذیر می باشد . عبارات و مفاهیم مذکور آنچنان در هم تنیده شده اند که برای مهار و یا بهبود یکی از آنها باید صدها و یا هزاران عوامل محیطی را مورد بررسی ، ارزیابی وتحلیل دقیق علمی قرارداد، تا در نهایت بتوان با تکیه بر آنها وعده ای محکم ، عقلانی و سنجیده ارائه کرد. برنامه ای که علاوه بر تحقق آن ، امید را بعنوان یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی هر شخصی مورد هدف قرار ندهد و َبه عالی ترین شکل خود حرکت پیش رونده جامعه را به رخ کشد.

درمیان تمامی تحلیل ها، اظهار نظرها و ارزیابی هایی که شنیده می شود ، آنچه که تفکر همگانی را به خود معطوف داشته و احیاناً برنامه موجود را تحت الشعاع خود قرار داده ، افزایش پارامترهایی است که در حال حاضر اقتصاد بر پایه آنها بنا شده و به پیش می رود. به عنوان نمونه ، افزایش تولید که قطعاً رشد تولید ناخالص ملی را در پی خواهد داشت ، بحثی است که همه کاندیداها و مشاوران بر آن تاکید داشته و عوامل دیگر چون اشتغال ، تورم و خروج از رکود را با آن بصورت مستقیم مرتبط دانسته و نسبت می دهند.

اما فارغ از اینکه با توجه به ظرفیت های موجود امکان افزایش تولید اساساً وجود دارد و یا مثلاً هدف گذاری تولید روزانه 6 میلیون بشکه نفت با توجه به شرایط موجود امکانپذیر می باشد یا نه ، آنچه که مهم به نظر می رسد پنهان ماندن بخش عمده ای  از ظرفیت هایی است که به واقع اقتصاد هر کشوری را می تواند تحت الشعاع خود قرار دهد داده و با نیروی مضاعف آن را به پیش برده،  در نهایت در آمد قابل توجهی را نصیب کشور نماید.

اینکه در سایر کشورها بانکداری بعنوان یک صنعت موفق و درآمدزا تلقی می شود و بانکهای بزرگی در دنیا توانسته اند عملاً اقتصاد ، چرخش و کنترل پول را در کشور متناسب با سایر پارامترهای اقتصادی به یک تعادل نسبی برسانند، ناشی از طرح و برنامه ای مبتنی بر اصلاح روند و بروکراسی موجود است، نه افزایش تعداد بانکها و به اصطلاح رشد کمی به جای کیفی.

در شرایطی کاملاً در جهت مخالف سیستم بانکداری کشور به جای حرکت در مسیر خود ( البته در سه سال گذشته روند در حال اصلاح است) به بنگاه داری و فعالیتهای اقتصادی رو آورده و خود به نوعی به جای تزریق منابع مالی به صنعت و بازار سرمایه ، در واقع رقیبی برای بخش خصوص و نیازمند سرمایه  محسوب شده و عملاً ورشکستگی بسیاری از واحدای صنعتی کوچک و متوسط را پیامد داشته است.

به راحتی می توان با نگاهی کارشناسانه و دقیق میزان خسارات ناشی از این رویکرد غلط اقتصادی را محاسبه کرد و بصورت غیر مستقیم دریافت رکود مسکن و صنعت ، افزایش بیکاری و در نهایت ورشکستگی تعدادی از بانکها چطور با این رویه غلط ارتباط داشته و از سوی دیگر چطور می توان با روندی کاملاً متفاوت بانک را از یک "رقیب" به یک "همراه" تبدیل کرد و در نهایت وعده هایی را که روز اول برای مردم ارائه می شود؛ در پایان دوره به منصه ظهور گذاشته شود. از این دست مثالها که با تحلیل کارشناسانه می توان پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و در بسیاری موارد بین المللی آن را مورد ارزیابی وتحلیل قرار داد تقریباً بسیار و حتی بی شمار هستند، مواردی که اصولاً نیاز به افزایش تولید یا فعالیت خارق العاده ای ندارند. بلکه نگاه کارشناسانه فارغ از سیاست و یا حزب گرایی می تواند بطور مستقیم و غیر مستقیم ارکان مهم اقتصادی را تحت الشعاع خود قرار دهد. در یک کلام مدیریت منابع موجود می تواند در بهینه سازی اقتصادی کشور ، فارغ از تحریم و یا ارتباط با سایر کشورها ( که البته مهم هم هستند) بهره وری و افزایش بهبود شاخصهای اقتصادی را در پی داشته باشد.

اساساً براساس نظریات "الوین تافلر" در "موج

Print
2343 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x